آیا داروهای اختلال کمتوجهی میتوانند باعث بهبود توجه شوند؟

یافتهها نشان میدهند که عامل بیشفعالی در اختلال کمتوجهی-بیشفعالی ارتباط چندانی با «تحرک بیشازحد» نداشته و بیشتر با جستوجوی کارهای رضایتبخش سروکار دارد. پژوهشگران میگویند داروهای محرکها با ارزشمندتر جلوهدادن کار فعلی باعث میشوند که میلی به رها کردن آن کار و انجام یک کار دیگر نداشته باشیم.
در ادامه این مطلب را در دارو دات کام بخوانید.
بررسی نزدیک به ۶ هزار کودک نشان داده که ریتالین و آدرال مراکز پاداش مغز را فعال میکنند و کاری با شبکههای توجه ندارند؛ نکتهای که باورهای قدیمی ما را به چالش کشیده است.
پزشکان سالها تصور میکردند که داروهای اختلال کمتوجهی-بیشفعالی مانند ریتالین و آدرال به افزایش تمرکز کمک میکنند. اکنون میگویند شاید اشتباه کرده باشند.
مطالعه حاضر نشان داده که این داروها باعث میشوند در انجام کارهای خود رضایت بیشتری داشته باشیم. داروها دراصل مغز را فریب میدهند تا به تکالیف مدرسه، کارهای خانه و سایر فعالیتهای پیشپاافتاده اهمیت بیشتری بدهد.
دکتر نیکو دوزنباخ، نویسنده ارشد مطالعه و استاد عصبشناسی دانشگاه دیوید ام. لند تریسی اس. هولتسمان، در بیانیه مطبوعاتی خود گفت: «محرکها مغز ما را تشویق میکنند و باعث میشوند به انجام کارهایی که پیشتر جذابیتی نداشتند- مانند انجام تکالیف کلاسی که علاقه چندانی به آن نداریم- ادامه دهیم.»
انگیزهای که باعث تمرکز میشود
در این مطالعه که در مجله «سلول» انتشار یافته و توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه واشینگتن انجام گرفته، تصاویر مغز نزدیک به ۶ هزار کودک ۸ تا ۱۱ ساله بررسی شده است. پژوهشگران تصاویر مغز ۳۳۷ کودک را که در روز اسکن داروی محرک مصرف کرده بودند، با اسکن کودکان گروه کنترل مقایسه کردند.
محرکها بهجای تقویت توجه به افراد مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی کمک کردند که هوشیارتر باشند، به کار خود اهمیت بیشتری بدهند و با اثرگذاری بر سایر نواحی مغز روی انجام کارشان متمرکز بمانند.
کودکانی که داروی محرک مصرف کرده بودند، با افزایش فعالیت مغز در نقاط مرتبط با هوشیاری و پاداش مواجه شدند. با اینحال، تغییری در شبکههای توجه مغز مشاهده نشد.
پژوهشگران برای اعتبارسنجی یافتههای خود به ۵ بزرگسال سالم که از اختلال کمتوجهی-بیشفعالی رنج میبردند و دارو مصرف نمیکردند، ۴۰ میلیگرم ریتالین دادند و مغز آنها را قبل و بعد از مصرف دارو اسکن کردند. نتایج پابرجا بود: ریتالین مراکز برانگیختگی و پاداش مغز را فعال کرد و کاری با مراکز توجه نداشت.
بازنگری در بیشفعالی
یافتهها نشان میدهند که عامل بیشفعالی در اختلال کمتوجهی-بیشفعالی ارتباط چندانی با «تحرک بیشازحد» نداشته و بیشتر با جستوجوی کارهای رضایتبخش سروکار دارد. پژوهشگران میگویند داروهای محرکها با ارزشمندتر جلوهدادن کار فعلی باعث میشوند که میلی به رها کردن آن کار و انجام یک کار دیگر نداشته باشیم.
دوزنباخ گفت: «چیزهایی که کودکان نمیتوانند روی آنها تمرکز کنند، کارهایی هستند که باعث بیقراری آنها میشوند، زیرا آن کارها کودکان را راضی نگهنمیدارند. آنها با دریافت داروی محرک بر انجام کارشان تمرکز میکنند و برای یافتن کار بهتر از جای خود تکان نمیخورند.»
دکتر آندرهآ دیاس استرانسکی، روانپزشک کودک و نوجوان و مشاور مرکز امورا هلث، به گفت: «این یافتهها با کشف قبلی داروشناسان همخوانی دارد، حتی اگر تاکنون توجهی به روایتهای مردم صورت نگرفته باشد.»
او افزود که هنوز بسیاری از عصبشناسها و مردم عادی گمان میکنند که محرکها باعث تقویت توجه میشوند. این درحالی است که علم داروشناسی از این قضیه پشتیبانی نمیکند.
استرانسکی گفت: «محرکها اساساً سیستم پاداش مغز را تقویت میکنند تا افرادی که نمیتوانند تمرکزشان را حفظ کنند، از حس پاداشِ مازاد در انجام کارهایی که تمرکز کردن روی آنها دشوار است استفاده کنند.»
استرانسکی افزود که برخی بدون اختلال کمتوجهی-بیشفعالی از تمرکز خوبی برخوردارند، اما انگیزهای برای شروع کار ندارند: «ما در این موارد از محرکها بهعنوان مکمل داروهای ضدافسردگی استفاده میکنیم.»
ارتباط با خواب
پژوهشگران دریافتند که داروهای محرک بخشی از تبعات کمبود خواب را جبران میکنند.
کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی و کودکان سالمی که خواب کافی نداشتند، در پی مصرف محرکها با هوشیاری و عملکرد شناختی بهتر مواجه شدند.
با اینحال، مصرف داروهای محرک در کودکان سالمی که خواب کافی داشتند، باعث بهبود شرایط تحصیلی یا عملکرد شناختی آنها نشد.
والدین گزارش دادند که کودکان آنها شبها چند ساعت میخوابند و پژوهشگران از این اطلاعات بهعنوان شاخص برانگیختگی یا سرحالبودن کودکان در زمان اسکن استفاده کردند.
اسکنها نشان دادند که الگوی فعالیت مغز در کودکانی که خواب خوبی داشتند، مشابه کودکانی بود که داروی محرک مصرف کرده بودند. خواب خوب و مصرف محرک باعث شد مغز کودکان هوشیارتر و متمرکزتر بماند.
کمبود خواب میتواند با علائمی مشابه اختلال کمتوجهی-بیشفعالی همراه باشد که خطر تشخیص نادرست را افزایش میدهد. اختلال خواب و نشانههای این اختلال میتوانند مکمل یکدیگر باشند.
کودکانی که با نشانههای اختلال کمتوجهی-بیشفعالی دستبهگریبان هستند و به محرکها واکنش نشان میدهند، لزوماً دچار این اختلال نیستند و ممکن است صرفاً کمخوابی داشته باشند.
استرانسکی گفت که همپوشانی اثرات خواب و داروهای محرک توضیح میدهد که چرا برخی از نوجوانان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی برای خوددرمانی به کافئین متوسل میشوند. او افزود که ایندو گزینه سازوکار متفاوتی دارند.
ملاحظات ایمنی
از آنجا که محرکها با اثرگذاری بر سامانه پاداش مغز عمل میکنند، خطر سوءمصرف وجود دارد. محرکهای تجویزی در دسته داروهای تحت کنترل قرار دارند و فقط با نسخه پزشک فروخته میشوند.
با اینحال، برای مراقبت از کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی از محرکهای با دوز پایین و پایش دقیق کمک گرفته میشود. شواهد نشان میدهند که اگر محرکها طبق دستور پزشک مصرف شوند، خطر اعتیاد یا وابستگی به حداقل میرسد.
روی برچسب داروها نوشته شده که قطع ناگهانی آنها پس از مصرف طولانیمدت یا دوز بالا- که اغلب در زمینه سوءمصرف رخ میدهد- با بروز نشانههای ترک مانند ضعف و افسردگی همراه است.
خطر اعتیاد بیشتر شامل افرادی میشود که خودسرانه از داروهای با دوز بالا استفاده میکنند، نه کودکان مبتلا به اختلال کمتوجهی-بیشفعالی که طبق دستور پزشک دارو میخورند.
مطالعات بلندمدت نشان میدهند که کودکان مبتلا به این عارضه با رعایت دستور پزشک بهندرت به داروهای تجویزی اعتیاد پیدا میکنند. مصرف صحیح این داروها حتی میتواند جلوی سوءمصرف مواد مخدر را بگیرد.
مطالب این مقاله صرفاً جهت اطلاعرسانی است و هرگز جایگزین توصیه، تشخیص یا درمان پزشک متخصص نمیشود. قبل از هرگونه تصمیم درمانی، ابتدا با پزشک خود مشورت کنید.
منابع مقاله:
The Epoch Times



















نظرات