اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) چیست؟ + علائم و درمان

{best}
دکتر علیرضا زیبایی
123
تاریخ انتشار: 8 شهریور 1404 تاریخ بروزرسانی: 8 شهریور 1404 |
4 دقیقه
0 نظر

در این مقاله می‌خواهیم درباره اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD)، ویژگی‌ها، علائم، علت‌ها و راه‌های درمان آن صحبت کنیم.
اختلال OCPD وضعیتی است که با وسواس در کمال، کنترل و نظم مشخص می‌شود اما خود فرد بینشی بر وسواس و حالات غیرمنطقی خود ندارد (برعکس اختلال وسواس فکری-عملی OCD). کوشا بودن، منظم بودن یا لجبازی یک فرد غیر معمول نیست، با این حال، وقتی این ویژگی‌ها به حد افراط می‌رسند، می‌توانند کیفیت سلامت جسمی، عاطفی و اجتماعی فرد را کاهش دهند.

مقدمه و شناخت بیماری

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) چیست؟

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) یک اختلال روانی است که باعث اشتغال ذهنی گسترده به کمال‌گرایی، سازماندهی و کنترل می‌شود. این رفتارها و الگوهای فکری در انجام وظایف و حفظ روابط اختلال ایجاد می‌کنند.
افراد مبتلا به OCPD باورهای سفت و سخت و روش‌های خاصی برای انجام وظایف مختلف دارند. آنها هیچ انعطاف‌پذیری را نمی‌پذیرند و قادر به سازش با دیگران نیستند. افراد مبتلا به OCPD اغلب متوجه نمی‌شوند که رفتار و طرز فکرشان مشکل‌ساز است.

 

ویژگی‌های شخصیت OCPD

  • از جمله ویژگی‌های شخصیت افراد مبتلا به OCPD عبارتند از:
  • کمال گرایی افراطی
  • علاقه بیش از حد به کار
  • عدم انعطاف پذیری
  • علاقه به کنترل همه چیز
  • عدم سخاوت
  • عدم تمایل به اجازه دادن به دیگران برای انجام کارها
  • عدم تمایل به ابراز محبت
  • اشتغال به جزئیات، قوانین و فهرست‌ها
  • عصبانیت در صورت برهم خوردن نظم و روش خاص خودشان

 

تفاوت اختلال شخصیت وسواسی جبری با اختلال وسواس چیست؟

اگرچه به نظر می‌رسد اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) و اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) شبیه به هم هستند، اما شرایط متفاوتی دارند.

OCD یک اختلال اضطرابی است که در آن افکار ناخواسته و مزاحم مکرر (وسواس) دارید که باعث می‌شوند رفتارهای تکراری (اجباری) انجام دهید. نمونه‌هایی از اجبار شامل چرخاندن کلید برق به تعداد دفعات مشخص یا شستن مکرر دست‌ها است.

افراد مبتلا به OCD معمولاً از این که این اختلال، باعث رفتار آنها می‌شود آگاه هستند و می‌پذیرند که برای درمان آن به کمک حرفه‌ای نیاز دارند. اما افراد مبتلا به OCPD معمولاً خودآگاهی کمی از رفتارهای خود دارند، یا اصلاً ندارند. آنها فکر می‌کنند که راه خودشان «درست‌ترین و بهترین راه» است و معمولاً با چنین سیستم‌های خودساخته‌ای از قوانین، احساس راحتی می‌کنند.

افکار و رفتارهای رایج در اختلال وسواس فکری-عملی معمولاً با نگرانی‌های زندگی واقعی مرتبط نیستند؛ اما افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری برای مدیریت وظایف روزانه، درگیر دنبال کردن روش‌های خاص هستند.
اختلال وسواس فکری-عملی در چندین حوزه از زندگی فرد از جمله کار، زندگی اجتماعی یا خانوادگی اختلال ایجاد می‌کند. اما در اختلال شخصیت وسواسی-اجباری، افراد عملکرد بهتری در کارها دارند. این خود شغل نیست که توسط ویژگی‌های اختلال شخصیت وسواسی-اجباری آسیب می‌بیند، بلکه روابط با همکاران یا حتی کارفرمایان می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد.

اعضای خانواده افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری اغلب احساس می‌کنند که توسط افراد مبتلا به اختلال، به شدت مورد انتقاد و کنترل قرار می‌گیرند. مشابه زندگی با فرد مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی، قرار گرفتن تحت سلطه خواسته‌های فرد مبتلا می‌تواند بسیار ناامید کننده و ناراحت‌کننده باشد و اغلب منجر به درگیری شود.

 

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) چه کسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل دهه بیست زندگی شروع می‌شود. این اختلال در بزرگسالانی که بالاترین سطح تحصیلات آنها دیپلم دبیرستان یا کمتر باشد، شایع‌تر است.

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری همچنین بیشتر احتمال دارد افرادی را که دارای شرایط سلامت روان زیر هستند، تحت تاثیر قرار دهد:

  • اختلالات اضطرابی (24٪)، مانند اختلال هراس و اختلال اضطراب فراگیر
  • اختلالات خلقی (24٪)، مانند اختلال دوقطبی
  • اختلالات مصرف مواد خفیف تا متوسط (12٪ تا 25٪)

 

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری OCPD چقدر شایع است؟

blockquote icon
متن انگلیسی:

It is one of the most common personality disorders in the general population, with an estimated prevalence ranging from 1.9% to 7.8%.

ترجمه متن:

این اختلال یکی از شایع‌ترین اختلالات شخصیتی در جمعیت عمومی است که شیوع تخمینی آن از 1.9٪ تا 7.8٪ متغیر است.
(منبع)

 

علائم و علت‌ها

علائم OCPD چیست؟

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) چند ویژگی خاص دارد که آن را از سایر اختلالات شخصیتی متمایز می‌کند. در صورت مشاهده هر یک از ویژگی‌های زیر در خود یا یکی از عزیزانتان، باید با روانپزشک صحبت کنید، از جمله:

  • وسواس در مورد کار یا وظایفی که باید انجام شوند
  • رنجش یا عصبانیت شدید هنگام تغییر برنامه یا روال کار
  • کمال‌گرایی در حدی که شما را از انجام یک کار یا واگذاری آن به دیگران باز می‌دارد
  • ناتوانی در دور انداختن چیزها حتی زمانی که آن چیز هیچ ارزشی ندارد
  • کمبود سخاوت به طور کلی یا خساست در مورد پول یا منابع
  • بسیار وسواسی، قضاوت‌گر و انعطاف‌پذیر نبودن در مسائل اخلاقی یا قضاوت
  • ناتوانی در دیدن راه دیگری برای انجام یک کار یا رفتار به جز روش خودتان
  • اشتغال ذهنی به قوانین، لیست‌ها، جزئیات و سیستم‌ها
  • علاقه بیش از حد به کار و بهره‌وری. این امر منجر به غفلت از سرگرمی‌ها و گذراندن زمان کمتر با عزیزان می‌شود
  • شک و تردید بیش از حد در انجام کارها
  • احتیاط شدید برای جلوگیری از آنچه که شکست می‌دانند
  • عدم تمایل به سازش
  • دیدن همه چیز به صورت «سیاه یا سفید» (تفکر دوگانه)
  • مشکل شدید در کنار آمدن با انتقاد
  • تمرکز بیش از حد روی نقص‌های دیگران

در یک نگاه، افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری معمولاً با اعتماد به نفس، منظم و موفق به نظر می‌رسند. استانداردهای سختگیرانه آنها حتی ممکن است در مشاغل خاصی به نفع آنها باشد. با این حال، ناتوانی آنها در سازش یا تغییر رفتارهایشان معمولاً بر روابط آنها تأثیر منفی می‌گذارد.

 

چه چیزی باعث اختلال شخصیت وسواسی-اجباری می‌شود؟

اختلالات شخصیتی مانند اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) هیچ علت واحد و مشخصی ندارند.

چندین نظریه نشان می‌دهد که افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) ممکن است توسط والدینی بزرگ شده باشند که در دسترس نبوده و بیش از حد کنترل‌کننده یا بیش از حد محافظ بوده‌اند. همچنین، افراد دارای OCPD در کودکی ممکن است به شدت تنبیه شده باشند. ویژگی‌های OCPD ممکن است به عنوان نوعی مکانیسم مقابله برای جلوگیری از تنبیه، در تلاش برای «کامل» و مطیع بودن، توسعه یافته باشد.

  • ژنتیک ممکن است نقشی داشته باشد، اما این موضوع به خوبی مطالعه نشده است.
  • عوامل فرهنگی ممکن است نقشی داشته باشند. جوامعی که بسیار اقتدارگرا و مقید به قوانین سختگیرانه هستند، ممکن است بر رشد اولیه کودکی که بر بیان شخصیت تأثیر می‌گذارد، تأثیر بگذارند. البته این نکته مهم است که همه جوامع مقید به قانون، ناکارآمد نیستند و ویژگی‌های OCPD در واقع ممکن است در آن زمینه فرهنگی خاص پاداش داده شوند.

برخی از عوامل دیگر خطر که ممکن است شما را بیشتر در معرض ابتلا به OCPD قرار دهند عبارتند از:

  • سابقه خانوادگی اختلالات شخصیتی، اضطراب یا افسردگی
  • آسیب‌های دوران کودکی، از جمله کودک آزاری که باعث می‌شود احساس کنید «کامل بودن» تنها راه زنده ماندن است
  • داشتن یک بیماری روانی از پیش موجود، به ویژه اختلال اضطرابی

 

تشخیص و آزمایش‌ها

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری OCPD چگونه تشخیص داده می‌شود؟

تشخیص اختلال شخصیت وسواسی-اجباری می‌تواند دشوار باشد، زیرا اکثر افراد مبتلا به اختلال شخصیت فکر نمی‌کنند که مشکلی در رفتار یا نحوه تفکر آنها وجود دارد.

وقتی آنها به دنبال کمک هستند، اغلب به دلیل اضطراب یا افسردگی ناشی از مشکلات ایجاد شده توسط اختلال شخصیت آنها، مانند از دست دادن شغل یا روابطشان است، نه خود اختلال.

وقتی یک متخصص سلامت روان، مانند روانشناس یا روانپزشک، به کسی مشکوک می‌شود که ممکن است اختلال شخصیت وسواسی-اجباری داشته باشد، اغلب سوالات کلی و گسترده‌ای می‌پرسد که محیطی خصمانه و تدافعی ایجاد نمی‌کند. آنها سوالاتی می‌پرسند که موارد زیر را روشن می‌کند:

  • روابط
  • سابقه کار
  • واقع‌بینی
  • کنترل تکانه

از آنجا که فردی که مشکوک به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری است ممکن است فاقد بینش در مورد رفتارهای خود باشد، متخصصان سلامت روان اغلب با خانواده و دوستان فرد همکاری می‌کنند تا اطلاعات بیشتری در مورد رفتارها و سابقه او جمع‌آوری کنند.

روانشناسان و روانپزشکان، تشخیص اختلال شخصیت وسواسی-اجباری را بر اساس معیارهای این اختلال در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM-5) انجام می‌دهند.
برای تشخیص اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) فرد باید الگوی مداومی از اشتغال ذهنی با موارد زیر داشته باشد:

  • نظم و ترتیب.
  • کمال‌گرایی.
  • کنترل خود، دیگران و موقعیت‌ها.
  • این الگو با چهار یا تعداد بیشتری از رفتارهای ذکر شده در بخش علائم نشان داده می‌شود.

 

درمان و دارو‌ها

اختلال شخصیت وسواسی-اجباری چگونه درمان می‌شود؟

هیچ درمانی با «استاندارد طلایی» تجربی تأیید شده‌ برای اختلال شخصیت وسواسی-اجباری وجود ندارد. شواهد تایید کننده اثربخشی روش‌های درمانی مختلف محدود است و هیچ مقایسه کاملی انجام نشده است. بنابراین، انتخاب‌های درمانی باید متناسب با نیازهای هر بیمار و گزینه‌های موجود باشد.

روان‌درمانی اغلب به عنوان یک گزینه درمانی اولیه بر اساس مجموعه‌ای از تحقیقات پیشنهاد می‌شود که اگرچه قطعی نیستند، اما به اثربخشی روان‌درمانی در درمان اختلالات شخصیت به طور کلی و اختلال شخصیت وسواسی-اجباری به طور خاص گرایش دارند. با این حال، بسیاری از تحقیقات موجود شامل مطالعات موردی و طرح‌های طولی کنترل نشده هستند و کیفیت کلی شواهد محدود است.

 

روان‌درمانی

درمان روان‌پویشی برای اختلال شخصیت وسواسی-اجباری با هدف کمک به بیماران در کشف ناامنی‌های عاطفی اساسی که به صورت نیاز به کمال‌گرایی و رفتارهای سفت و سخت ظاهر می‌شوند، انجام می‌شود. با کسب این خودآگاهی، بیماران می‌توانند الگوهای رفتاری انعطاف‌پذیرتری را اتخاذ کنند. یک مطالعه، اثربخشی درمان روان‌پویشی را در بهبود وضعیت 14 بیمار مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری پس از 52 جلسه نشان داد.

این مطالعه فاقد گروه کنترل برای مقایسه بود. مطالعه دیگری نشان داد که روان‌درمانی پویشی می‌تواند سلامت عمومی را در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری افزایش دهد، اما به‌طور خاص تغییرات در علائم اختلال شخصیت وسواسی-اجباری را اندازه‌گیری نکرد.

درمان شناختی-رفتاری (CBT) از استراتژی‌های شناختی و رفتاری برای اصلاح الگوهای فکری و رفتارهای ناکارآمد در بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی، از جمله اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) استفاده می‌کند. این تکنیک‌ها شامل به چالش کشیدن تحریف شناختی «همه یا هیچ» و انجام آزمایش‌های رفتاری، مانند انجام عمدی اشتباهات جزئی برای سنجش نتایج است.

در حالی که CBT در برخی از مطالعات OCPD پتانسیل خود را نشان داده است، شواهد همچنان بی‌نتیجه است. مطالعه‌ای شامل 40 بیمار مبتلا به OCPD که تحت CBT قرار گرفته‌اند، نتایج دلگرم‌کننده‌ای را نشان داد، اما CBT را با سایر روش‌های درمانی مقایسه نکرد.

طرحواره درمانی و روان‌درمانی بین فردی نیز در کاهش افسردگی همراه و بهبود عملکرد اجتماعی و شغلی در بیماران مبتلا به OCPD مؤثر گزارش شده‌اند. اینکه آیا درمان روان‌پویشی یا CBT در درمان بیماران مبتلا به OCPD مؤثرتر است، هنوز مشخص نیست؛ تحقیقات بیشتری مورد نیاز است.

 

دارودرمانی

هیچ دارویی توسط سازمان غذا و داروی ایالات متحده (FDA) برای درمان OCPD تأیید نشده است. با این حال، مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین (SSRI) اغلب استفاده می‌شوند و بیشترین مطالعه روی آنها انجام شده است. فلووکسامین (Fluvoxamine) -در یک کارآزمایی تصادفی کنترل‌شده دوسوکور- با تمرکز بر بهبود ویژگی‌های اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) مورد مطالعه قرار گرفت؛ نتایج به دلیل مقیاس نامعتبر و حجم نمونه محدود 24 بیمار، تفسیر محتاطانه‌ای را می‌طلبد.

با این حال، شواهد حاصل از گزارش‌های موردی نشان می‌دهد که فلووکسامین نقش امیدوارکننده‌ای در کاهش ویژگی‌های احتکار در بیماران مبتلا به اختلال وسواسی-اجباری دارد. فلوکستین (Fluoxetine) نیز به طور گسترده در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری مورد مطالعه قرار گرفته است؛ نتایج متفاوت بوده‌اند. یک مطالعه، اثربخشی فلوکستین را در کاهش کمال‌گرایی نشان داده است. در یک مطالعه دیگر، سیتالوپرام (Citalopram) به طور قابل توجهی در کاهش معیارهای OCPD در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی مؤثرتر از سرترالین (Sertraline) بود.

داروهای ضد روان‌پریشی اثربخشی متناقضی در درمان بیماران مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری نشان داده‌اند. در نهایت، کاربامازپین (Carbamazepine) به عنوان یک درمان بالقوه مؤثر برای پرخاشگری و احتکار در بیماران OCPD پیشنهاد شده است. با این حال، این شواهد محدود به گزارش‌های موردی جداگانه است.

به طور خلاصه، در حالی که SSRIها، به ویژه فلووکسامین و فلوکستین، بیشترین حمایت تجربی را برای درمان OCPD دریافت کرده‌اند، شواهد محدودیت‌هایی دارد که باید در نظر گرفته شوند. اثربخشی سایر طبقات دارویی، مانند داروهای ضد روان‌پریشی و تثبیت‌کننده‌های خلق، کمتر اثبات شده و مبتنی بر مطالعاتی با حجم نمونه کوچک است.

 

پیش‌آگهی OCPD چیست؟

در حالی که بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری از مداخلات سود می‌برند، این اختلال می‌تواند منجر به مشکلات عملکردی قابل توجهی در محیط‌های شغلی و اجتماعی شود. وجود همزمان بیماری‌های روانی، مانند اضطراب یا افسردگی، می‌تواند پیش‌آگهی را پیچیده‌تر کند. با این وجود، پرداختن به این بیماری‌های همراه اغلب نتایج درمان خود اختلال شخصیت وسواسی-اجباری را بهبود می‌بخشد.

پیش‌آگهی اختلال شخصیت وسواسی-اجباری معمولاً به نفع افرادی است که بینش بیشتری نسبت به وضعیت خود، تمایل به جستجوی کمک حرفه‌ای و پذیرش مداخلات درمانی دارند. چنین افرادی اغلب روابط بین فردی بهبود یافته و کیفیت کلی زندگی بهتری را تجربه می‌کنند.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری ممکن است به راحتی نیاز به اصلاح رفتارهایی را که با خودپنداره آنها همسو است، درک نکنند. این می‌تواند مشکلاتی را در اتحاد درمانی ایجاد کند، زیرا تمایلات کنترلگری بیماران ممکن است باعث ایجاد تنش با روانپزشکان شود. با این وجود، این بیماران اغلب به رویکردهای منطقی، سیستماتیک و عقلانی پاسخ مثبت می‌دهند. آنها عموماً از کارایی، وقت‌شناسی و پاکیزگی قدردانی می‌کنند و این ویژگی‌ها را در روانپزشکان خود ارزشمند می‌دانند.

در صورت امکان، توانمندسازی بیماران برای مشارکت فعال در درمان خود می‌تواند یک رابطه درمانی مشارکتی‌تر را تسهیل کند و از کشمکش‌های قدرت غیر ضروری جلوگیری کند. این رویکرد متناسب می‌تواند اثربخشی فرآیند درمان را بهینه کرده و پیش‌آگهی را به سمت نتایج مطلوب‌تری سوق دهد.

 

پیشگیری، مدیریت و کنترل

آیا می‌توان از OCPD پیشگیری کرد؟

اگرچه نمی‌توانید از اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) پیشگیری کنید، اما بسیاری از مشکلات مرتبط با آن ممکن است با درمان کاهش یابد. درخواست کمک به محض بروز علائم می‌تواند به کاهش اختلال در زندگی، خانواده و دوستی‌های فرد کمک کند.

 

زندگی با اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD)

چگونه با فرد مبتلا به OCPD رفتار کنیم؟

بیشتر افرادی که برای OCPD تحت درمان قرار می‌گیرند، توسط همسر یا یکی از عزیزانشان تشویق به انجام این کار می‌شوند. با این حال، صحبت کردن با فرد مبتلا به OCPD در مورد رفتارهایش می‌تواند بسیار دشوار باشد.
اگر شما یا یکی از عزیزانتان مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) هستید، گام‌های زیادی وجود دارد که می‌توانید برای محدود کردن برخی از جنبه‌های منفی‌تر این اختلال بردارید. بسیاری از این راهکارها شامل کاهش میل شدید به کنترل هر شرایطی و بی‌نقص انجام دادن هر کاری است.

 

نکته ۱: مدیریت استرس

افراد مبتلا به OCPD اغلب احساس می‌کنند که وظایف زیادی در برنامه خود دارند و معتقدند که این وظایف باید به خوبی انجام شوند. علاوه بر این، ترس فلج‌کننده از شکست می‌تواند منجر به تعلل آنها شود. این می‌تواند روزهای پراسترس و طغیان ناامیدی را به همراه داشته باشد.

تکنیک‌های آرامش می‌توانند به این افراد در مدیریت استرس و بهبود خلق و خو کمک کنند. آنها همچنین ممکن است کمک کنند تا فرد مبتلا در مورد مسائلی که خارج از کنترل هستند تأمل کند و آنها را بپذیرد. در اینجا چند تمرین وجود دارد که ممکن است مفید باشند:

  • تنفس آگاهانه را آزمایش کنید: این شکل ساده مدیتیشن شامل تمرکز روی دم و بازدم شماست. نفس‌های طولانی و عمیق می‌تواند پاسخ استرس شما را کاهش دهد و شما را در لحظه حال نگه دارد.
    به طور منظم ورزش کنید: فعالیت بدنی باعث آزاد شدن اندورفین و هورمون‌هایی که احساس تندرستی را تقویت می‌کنند، می‌شود. فعالیت‌هایی مانند یوگا و تای چی می‌توانند به ویژه مفید باشند، زیرا فعالیت بدنی را با تنفس آگاهانه ترکیب می‌کنند.

 

  • به اندازه کافی استراحت کنید: حتی اگر خودتان را معتاد به کار می‌دانید، مهم است که هر شب به اندازه کافی بخوابید. کمبود خواب نه تنها سطح استرس شما را افزایش می‌دهد، بلکه می‌تواند عملکرد کاری شما را نیز مختل کند.

 

  • وعده‌های غذایی سالم بخورید: عادات غذایی نامناسب می‌تواند بدن شما را در برابر استرس آسیب‌پذیرتر کند. هنگام برنامه‌ریزی برنامه روزانه خود، وعده‌های غذایی سالم را به عنوان یک اولویت بالا در نظر بگیرید.
    اگر با فردی مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی اجباری زندگی می‌کنید و می‌خواهید او را تشویق کنید که روش‌های ذکر شده در بالا را امتحان کند، به او یادآوری کنید که همه می‌توانند از مدیریت استرس بهره‌مند شوند. آن را به عنوان یک فعالیت تیمی که می‌تواند زندگی هر دوی شما را بهبود بخشد، در نظر بگیرید، نه فعالیتی که فقط برای رفع اختلال او در نظر گرفته شده است. برای مدیتیشن با آنها وقت بگذارید یا در ورزش و تغذیه سالم به آنها بپیوندید.

 

نکته ۲: تمرین خود دلسوزی

اگر OCPD دارید، شکی نیست که انتظارات بالایی از خود دارید. وقتی این انتظارات برآورده نمی‌شوند، ممکن است ناامیدی‌های خود را سر خودتان و همچنین دوستان و اعضای خانواده خالی کنید. همچنین ممکن است تمایل داشته باشید که نقص‌هایی را که در خود و دیگران می‌بینید، بیش از حد بزرگ کنید.

خوددلسوزی با پذیرش این موضوع شروع می‌شود که شما (و اطرافیانتان) محدودیت‌هایی دارید. با وجود تمام تلاش‌هایتان، اشتباه خواهید کرد. این کاستی‌ها را به عنوان مدرکی دال بر شکست خود در نظر نگیرید. به آنها به عنوان فرصت‌هایی برای رشد نگاه کنید و به یاد داشته باشید که خودتان را ببخشید، نه اینکه اجازه دهید نفرت از خود در شما ایجاد شود.

تنظیم گفتگوی درونی

گام دیگری به سوی خود دلسوزی، توجه به گفتگوی درونی‌تان است. وقتی درگیر گفتگوی درونی منفی هستید، از مونولوگ درونی تحقیرآمیز مانند «من به اندازه کافی خوب نیستم» یا «من یک احمقم» استفاده می‌کنید.

این نوع افکار می‌توانند شما را به افسردگی سوق دهند و درک شما از واقعیت را منحرف کنند. سعی کنید متوجه شوید چه زمانی از گفتگوی درونی منفی استفاده می‌کنید و آن اظهارات منفی را با گفتگوی درونی خنثی یا مثبت به چالش بکشید. از خودگویی برای تشویق خودتان استفاده کنید، نه اینکه خودتان را تخریب کنید. با خودتان طوری صحبت کنید که انگار می‌خواهید یکی از عزیزانتان را آرام کنید یا به او قدرت دهید.

کمک به فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی اجباری برای تمرین شفقت به خود
اگر با فردی مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی اجباری زندگی می‌کنید، برای مقابله با قضاوت‌های منفی او در مورد خودش و فداکاری بیش از حدش برای اهداف و بهره‌وری، از او تعریف و تمجید کنید. به عنوان مثال، اگر رکورد دویدن خود را نشکسته‌اند، به آنها یادآوری کنید که رکورد فعلی‌شان بسیار چشمگیر است. به آنها بگویید که همیشه زمان برای رشد وجود دارد. این ممکن است به آنها کمک کند تا از تفکر «همه یا هیچ» دور شوند و به آنها یادآوری کند که با خود مهربان باشند.

 

نکته ۳: مدیریت احساسات

یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ که عملکرد عاطفی افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) را بررسی کرد، نشان داد که این اختلال با سطوح بالای احساسات منفی، مانند ناامیدی، و همچنین دشواری در شناسایی و پذیرش احساسات خود مرتبط است.

بنابراین، اگر شما OCPD دارید، غیرمعمول نیست که بخواهید احساسات خاصی، به ویژه احساسات منفی مانند شرم، خشم یا ترس را پنهان کنید. حتی ممکن است وقتی دیگران این احساسات را ابراز می‌کنند، احساس ناراحتی کنید. با این حال، سرکوب احساسات شما همچنین می‌تواند به مرور زمان منجر به مشکلاتی مانند طغیان خشم و دوره‌های افسردگی شود. در اینجا چند راه برای مدیریت بهتر احساسات شما آورده شده است:

  • احساسات خود را شناسایی کنید: یاد بگیرید که احساسات خود را شناسایی کنید، نه اینکه آنچه را که احساس می‌کنید انکار کنید. می‌توانید با یادگیری توجه به علائم فیزیکی احساسات خود شروع کنید. شاید وقتی عصبانی هستید، احساس کنید فکتان سفت می‌شود، یا شاید وقتی غمگین هستید، احساس کنید که بدنتان خسته است.

 

  • احساسات خود را بپذیرید: این می‌تواند دشوار باشد، به خصوص اگر به خودتان افتخار می‌کنید که خونسردی خود را حفظ می‌کنید. فقط بدانید که همه طیف وسیعی از احساسات را تجربه می‌کنند و طبیعی است که همه چیز را ازغم گرفته تا خشم و شرم احساس کنید. داشتن این احساسات شما را به فردی ضعیف تبدیل نمی‌کند.

 

  • برای حل مشکلات تلاش کنید: مشخص کنید چه چیزی شما را آزار می‌دهد. شاید در محل کار اشتباه کرده‌اید و به خاطر نادیده گرفتن جزئیات از خودتان عصبانی هستید. آیا کاری هست که بتوانید برای رفع ریشه مشکل انجام دهید؟ یا شاید بحث با شریک زندگی‌تان باعث خستگی و افسردگی شما شده است. برای ترمیم شکاف بین شما دو نفر چه کاری می‌توان انجام داد؟

 

  • وضعیت را دوباره ارزیابی کنید: هر مشکلی یک راه حل مشخص و واحد ندارد. در برخی موارد، ممکن است فقط لازم باشد وضعیت را بپذیرید و دوباره ارزیابی کنید. تصور کنید که از برنامه عقب افتاده‌اید و اکنون برای دویدن روزانه خود وقت ندارید. در کل، آیا مهم است که این تمرین را از دست داده‌اید؟ شاید بدن شما به هر حال به استراحت نیاز داشته است. ارزیابی مجدد مسائل می‌تواند به شما کمک کند تا آنها را در چشم‌انداز خود قرار دهید و از فاجعه‌سازی دور شوید.

برای کمک به فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری در مورد مدیریت احساسات، می‌توانید او را تشویق کنید که از مراحل بالا استفاده کند، اما می‌توانید پا را فراتر گذاشته و کاری کنید که در بیان احساساتش به شما احساس راحتی کند. با پرسیدن سوال و همدلی با او، شنونده‌ی فعالی باشید. نباید سعی کنید نگرانی‌های او را «مهم» جلوه دهید، اما می‌توانید به آرامی او را در ارزیابی مجدد موقعیت همراهی کنید.

 

نکته ۴: درخواست کمک کنید

اگر اختلال شخصیت وسواسی اجباری دارید، مایل باشید دو حقیقت بالقوه ناخوشایند را بپذیرید: شما نمی‌توانید همه کارها را به تنهایی انجام دهید و نقاط کوری دارید. صحبت با دیگران (مثلا شرکت در گروه درمانی) می‌تواند به شما کمک کند تا در مورد چگونگی تأثیر این اختلال بر افراد به روش‌های مختلف، اطلاعات بیشتری کسب کنید. همچنین یاد خواهید گرفت که دیگران چگونه با جنبه‌های منفی OCPD کنار می‌آیند.

اگر به فردی مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی اجباری نزدیک هستید، آماده باشید که او این ایده را که نیاز به تغییر یا بهبود دارد، رد کند. با این حال، تشویق ملایم آنها برای پیوستن به گروه‌های خودیاری OCPD ممکن است آنها را به فکر کردن سوق دهد. آنها ممکن است بیشتر مایل به شنیدن نظرات افرادی باشند که دغدغه‌های مشابهی با کمال‌گرایی و نظم و ترتیب دارند.

راهکار دیگر این است که به جای تأکید بر OCPD، به افسردگی، فرسودگی شغلی، اضطراب یا تحریک‌پذیری به عنوان دلیلی برای درخواست کمک اشاره کنید. با ذکر مثال‌های ملموس از چگونگی تأثیر برخی ویژگی‌ها بر رابطه‌تان، به طور منطقی با فرد ارتباط برقرار کنید.

 

راهنمای مراجعه به پزشک

چه زمانی باید به پزشک مراجعه کنم؟

گاهی اوقات، تشخیص اینکه فرد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) است و باید به روانپزشک مراجعه کند، دشوار است. برخی از نشانه‌هایی که باید به آنها توجه کرد عبارتند از:

فرد دائماً خود را در حال گفتن این جمله می‌یابد: «روش من درست است» یا «هیچ چیز درست نیست مگر اینکه اینطور اتفاق بیفتد.»

دیگران به آن فرد گفته‌اند که لجباز، سخت‌گیر یا بیش از حد کمال‌گرا است.

فرد به طور مکرر با افراد دیگر در محل کار درگیری یا مشکل دارد زیرا احساس می‌کند که افراد کارها را به روش صحیح انجام نمی‌دهند.

اگر کسی قوانین یا فرآیندهای او را به چالش بکشد، فرد احساس خشم یا آشفتگی می‌کند.

وقتی درمان‌های خودیاری، تسکین چندانی برای رفتارهای وسواسی مانند کمال‌گرایی و نظم و ترتیب ارائه نمی‌دهند، اقدام برای درمان‌های حرفه‌ای مهم هستند. باز هم، بسیاری از افراد مبتلا به اختلال شخصیت وسواسی-اجباری ممکن است نیازی به درمان علائم خود نبینند، چه برسد به اینکه به یک متخصص مثل روانپزشک مراجعه کنند. ممکن است لازم باشد صبور باشید و شواهدی ارائه دهید که نشان دهد مداخله لازم است.

 

توصیه ای تیم دارو دات کام به شما

مهم است به یاد داشته باشید که اختلال شخصیت وسواسی-اجباری (OCPD) یک اختلال روانی است. مانند تمام اختلالات روانی، درخواست کمک به محض بروز علائم می‌تواند به کاهش اختلالات زندگی شما کمک کند. متخصصان سلامت روان می‌توانند برنامه‌های درمانی ارائه دهند که به شما در مدیریت افکار و رفتارهایتان کمک کند.

عزیزان افراد مبتلا به OCPD اغلب استرس، افسردگی و انزوا را تجربه می‌کنند. مراقبت از سلامت روان خود و درخواست کمک در صورت تجربه این علایم بسیار مهم است.

مقالات مشابه

مشاهده همه
آخرین مقالات
مشاهده همه

طراحی سایت توسط تیم سوبلز